تبليغاتX
سراغم را از بوی باران بگیر
عید که آمد

 

 

عید که آمد

فکری برای آسمان تو خواهم کرد

یادم باشد

روزهای آخر اسفند

دستمال خیسی روی ستاره هایت بکشم

و گلدانی

کنار ماهت بگذارم

 

زندگی

همیشه که ای جور پیچ و تاب نخواهد داشت

بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی

بایستی کنار پنجره

و با درخت و باغچه صحبت کنی

پنهان نمی کنم که پیش از این سطرها

" دوستت دارم " را می خواسته ام بنویسم

حالا کمی صبر کن

بهار که آمد

فکری برای آسمان تو

و سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد.

 

 

حافظ موسوی

 

 

 

فرارسیدن نوروز باستانی و تبلور طبیعت را در آستانه ی سال ۱۳۸۵ به تمامی دوستان و هموطنان عزیزم

تبریک می گویم.

 

شاد و پیروز و به دور از غم باد آسمانتان

 

حسنا صدقی

+نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت13:34توسط حسنا صدقی |
پایان

 

 Hosnaa

پایان.

 

 

چرخش تند لاستیک های ماشین

تو را به جلو می راند

گام های سست راه

من را به عقب.

جاده از همان جایی تمام شد

که ستاره آغازش را نشان کرده بود.

 

شبهایی که دست به ماه

لب به تب

واژه به هذیان کشیده بودند

طلوع می کنند

 

سپیده که سر بزند

من آغاز می شوم

تو به پایان می رسی.

 

 

حسنا صدقی

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت19:2توسط حسنا صدقی |
نمایش

 

 

صحنه ی نمایش را ترک کنید

بازی امشب هم به پایان رسید

پرده ها را پایین بکشید

سن را جارو کنید

...

Cut

از نو شروع می کنیم

گمان کنم هنوز غزل شاعر نا تمام است.

نمای بسته ی دوربین

شهوت سوخته ی تن دود می شود

نمای بسته ی دوربین

نفس های من به شماره می افتند

نمای بسته ی دوربین

اوج بی خبریت در آسمان نقاره می زند.

+نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت10:50توسط حسنا صدقی |