گلویم خشک...خوابهایم خیس...
گلویم خشک و خواب هایم خیس است
دیروز که از بازی برف و کولاک دره باز می گشتم
بی هوا
توی پیچ آخر جاده
انگار دزدی به رویاهای خندانم زده بود
فردا تبم گرفت
و امروز گلویم خشک و خواب هایم خیس است.
کسی در پیچ آخر جاده به لبخندی رویای شبم را خرید
به پیراهنی به سپیدی برف
و آسمانی به پاکی آبی زلال
آری به همین سادگی
حتی ساده تر از هجای نام تو!
+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت13:12توسط حسنا صدقی |


