تبليغاتX
سراغم را از بوی باران بگیر
غربت...!
 

 

از خیابان هایی که پرسه می زنند در خیالم

تا خواب هایی که هر شب خراب!

غربت روزهای نیامده

مرا مرور می کند

تا میدان هایی که دور می زنند

دور شدنم را از هوایی که من!

من که از هوای بی هوا شدن هراس...

هراس از هوای من پر است

و هوای من از هراس!

 

رشته های سرزمینم را تک تک به تو

تو را به رشته های سرزمینم

 

کجای این جغرافیای وهم آود خانه ی من است؟

نفس ها و هق هق مدامی که هیچ!

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت19:0توسط حسنا صدقی |