برای هدی که دلتنگی امانم نمی دهد!
باید این شعر را بازخوانی و بازنویسی می کردم.اما شاید دیگر این رنگ و بو را نداشت.
جاری بودنش را بیشتر می پسندم!
برای تو هدی
برای تو که دوست داشتنی و مهربانی
برای تو که دوریت سخت آزرده ام کرده
برای تو که گریه هم امانم نمی دهد...
در نمای لاجوردی اقیانوس
و بوی قهوه که خیس می شود زیر باران
لبخند خواهرم توی قاب
چقدر بی تو خندیدن سخت است!!!
تلخی همه ی قهوها طعم لب های من اند
هنوز دلواپس پرده های بی تاب خانه ام
برای پست چی در انجماد فصل های سرد...
+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت6:46توسط حسنا صدقی |


