بزرگراه

باید از روی استخوان های ما می گذشت

بولدوزرها

با دندان های براقشان

خانه ها را می جویدند و پیش می آمدند

والدین ما

با کاغذ هایی که به دستشان داده بودند

در جاهای دیگر شهر،خانه های بهتری خریدند

اما ما،هیچ گاه نتوانستیم

برای خودمان خاطره های بهتری بخریم

حتا حالا که با ماشین های شخصی مان

از بزرگراه می گذریم

و به آهنگ های قدیمی گوش می کنیم.

 

از کتاب خرده ریزهای خاطره و شعرهای خاورمیانه