از مجموعه ی تازه انتشار یافته ی شمس لنگرودی
می میرم به جرم آن که هنوز زنده بودم
۱
تمام شده ای
تمام شده ای
سرفه کن!
می خواهم به پاس آخرین کلمات
که از دهانت می افتد
سجده کنم خاک را.
۲
مواعظ سنگ را می شناسم
مواعظ برف-همسایه ی کودکی هایم
مواعظ رگبار-جوانی آسمان
رود
از چه سخن می گوید
او که به پای خود
دست افشان
به جانب تبعید می رود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 12:5 توسط حسنا صدقی
|